الشيخ محمد البهاري الهمداني
185
تذكرة المتقين ( فارسى )
كنده ، و جامهء فرنگيان را پوشيده ، اطعمه و اشربهء اسلام را بدل به زهر و زقّوم « * » نصارى و دهريان « * » نمودهاند ، وظايف شرع را متروك و آداب كفر را مسلوك « * » داشتهاند ، بازار كفر و شرك در بلادشان معمور و آباد و سوق « * » اسلامشان مخروب و بر باد ، وا فضيحتاه « * » عسكر « * » كفر در بلاد وجود ما منصور و مسرور و لشكر اسلام مقتول و مأسورند « * » . نه ما را در عاقبت كارمان فكرتى ، و نه از سياستهاى الهيّه بر امم ( * ) ماضيه « * » رسيده عبرتى ، قضيهء هايلهء ابابيل را شوخى و قصهء فرعون و قابيل را مزاح پنداشتهايم ، زمينى كه قارون را با گنج بسيار فروبرده ، با ماى كج و گيجها موجود است . جان من آن بادهائى كه به آنها قوم هود را تأديب نمود ، حال هم آن قادر حليم را مطيعند ، اگر تو از اطاعت امر آن سلطان عظيم الشّأن جرأت نموده ، سرپيچيده خاك و آب ، باد و كلوخ و سنگ ، ذليل و منقاد « * » اويند . بلى گول صبر و حلمش را خوردهاند از حكمرانى عظيم او غافل شده ، لباس شرم و حيا را كنده ، قدم جرأت را پيش گذاشته در حضور عزّ و جلالش مرتكب معصيت او شده ، مگر نمىبينى
--> ( * ) زقوم : درختى است در دوزخ . ( * ) وا فضيحتاه : چقدر زشت است . ( * ) دهريان : ماديين . ( * ) عسكر : لشكر . ( * ) مسلوك : پيموده شده . ( * ) مأسور : اسير شده . ( * ) سوق : بازار ( * ) امم ماضيه : امتهاى گذشته . ( * ) منقاد : تسليم .